تك داستان آموزنده
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟

راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و ...
 

او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.

به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 12:29 ] [ takdastanha ]
عکس های باحال و خنده دار! (67) www.taknaz.ir
عکس های باحال و خنده دار! (67) www.taknaz.ir

براي ديدن بقيه عكسها به ادامه مطلب رجوع كنيد


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ شنبه 07 بهمن 1391 ] [ 11:37 ] [ takdastanha ]

امروز از تلفن عمومی زنگ زدم خونمون

صدام رو عوض کردم بابام گوشی رو برداشت بهش گفتم

ما پسرتون رو دزدیدیم ۱۰۰ هزار تومن بیارین به این آدرس

و گرنه پسرتون رو میکشیم

بابام برگشت گفت ۲۰۰ تومن میدم یه جوری بکشینش طبیعی به نظر برسه ! اس ام اس های خنده دار و طنز (220) www.taknaz.ir

.

.

.

بدتر از اونایی که وقتی شوخی میکنی جدی میگیرن

اونایی هستن که وقتی جدی میگی شوخی میگیرن !

 

 

براي خواندن بقيه اس ام اسها به ادامه مطلب رجوع كنيد...


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ شنبه 07 بهمن 1391 ] [ 11:30 ] [ takdastanha ]

 

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 01 بهمن 1391 ] [ 17:52 ] [ takdastanha ]

گلچینی از عکس های معروف زیبا و دیدنی (302) www.taknaz.ir

 

گلچینی از عکس های معروف زیبا و دیدنی (302) www.taknaz.ir

براي ديدن بقيه عكسها به ادامه مطلب رجوع كنيد

 


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ یکشنبه 01 بهمن 1391 ] [ 17:36 ] [ takdastanha ]

ترس و تعجب را واقعا توی چشم های سگه میشه دید !!
 
تفاوت رانندگی را واقعا حس کنید ! (عکس) www.taknaz.ir


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 01 بهمن 1391 ] [ 17:28 ] [ takdastanha ]

عکس های بی نظیر از خطای دید جالب و دیدنی (9) www.taknaz.ir

عکس های بی نظیر از خطای دید جالب و دیدنی (9) www.taknaz.ir

براي ديدن بقيه عكسها به ادامه مطلب رجوع كنيد


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 22:59 ] [ takdastanha ]

نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خویش
ما را به ناز فروشان نیاز نیست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است
::
::
::
به اندازه دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !
::
::
::
دوست داشتن دل می خواد نه دلیل پس دوستت دارم بی دلیل . . .
::
::
::
دستم را بگیر . . . ! ببر . . . !
به دور دست هایی که در دسترس هیچ . . . !
دستی نباشم . . . !

 

براي خواندن ادامه جملات زيبا به ادامه مطلب رجوع كنيد...


برچسب‌ها:
ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 26 دی 1391 ] [ 12:26 ] [ takdastanha ]

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.

 

ارسال شده توسط M&M


برچسب‌ها:
[ شنبه 23 دی 1391 ] [ 22:24 ] [ takdastanha ]

هر چقدر هم که ضعیف باشی

گاهی اوقات می توانی تکیه گاه باشی  ...

اعتماد پناهنده و اعتبار پناهگاه (عکس) www.taknaz.ir


برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 20 دی 1391 ] [ 17:37 ] [ takdastanha ]
صفحه قبل1...1314151617...123صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
شهریور 1394
تیر 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390
امکانات وب