تك داستان آموزنده
 
قالب وبلاگ
نويسندگان


برچسب‌ها:
[ جمعه 30 تیر 1391 ] [ 00:14 ] [ takdastanha ]

طنز و سرگرمی

- چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟ 1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند. 2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم. 3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد. 4. حالا چه عجله ایه؟

- هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
1. هدف خاصی نبود.
2. گل اضافی بود.
3. نسخه آزمایشی بود.
4. اصلا کار خدا نبود.


- اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1. چیز خاصی نمی آفرید
2. پیراشکی
3. خروس دریایی
4. فضای خالی


- اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1. مگه قراره اتفاقی بیافته؟
2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره.
3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد.
4. یه هیولا کمتر، دنیا قشنگتر.


- چه وقت مردها عاشق می شوند؟
1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
2. هر وقت مامانشون بگه.
3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند.
4. یک روز از همین روزا!


- مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند.
2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه.(قانون 4 نیوتن)
3. بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.
4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.


- مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟
1. فنر با ثابت بالا
2. پارچه استرژ
3. یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته.
4. کش تیرو کمان


- مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
1. هر شب
2. هر وقت که خدا بخواد.
3. هر وقت تست استرون بگه.
4. سایکل تایم خاصی ندارند.


- مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!
3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!


- وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
1. چیزی نمی گن چون وقت عمله
2. وقت نمی کنن چیزی بگن
3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه.
4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ *** نمی فهمه که اونا چی می گن.


- مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
1. با دست
2. با تور
3. با چنگول
4. با زبون


- معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
1. هر که پیش آمد خوش آمد.
2. به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه
3. ده بیست سی چهل
4. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد.

منبع-تماشاگران


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 27 تیر 1391 ] [ 11:20 ] [ takdastanha ]

 آپلود سنتر


برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 27 تیر 1391 ] [ 11:09 ] [ takdastanha ]

 یکشنبه: «قربانی شدن کیفیت برنامه‌های تلویزیونی و سیاست کمیت گرای صدا و سیما، تک صدایی و یک جانبه گرایی این رسانه و عدم توجه به انعکاس واقعی خواسته‌های مردم و...» این جمله را می‌توانید با انتقادهای تندتری ادامه بدهید تا کمی به متن انصراف محمود شهریاری از اجرای «جشن رمضان» نزدیک شوید!

شهریاری آخرین نمونه از لیست مجری‌هایی است که دومینوی حذف اجباری و اختیاری آن‌ها از تلویزیون از چند سال پیش شروع شده و هنوز ادامه دارد. اینجا مروری کرده‌ایم بر مجری‌هایی که با اتفاقات و دلایل عجیب و غریب و حواشی قید اجرا را در تلویزیون زده‌اند.

آن‌ها را یا دیگر به تلویزیون راه نداده‌اند یا اگر هم رفته‌اند، یک حضور کوتاه مدت و در برنامه‌های خاص بوده مثل ویژه برنامه‌های نوروزی، وقتی که کلا همه فتیله‌ها در صدا و سیما را کمی پایین‌تر می‌کشند...

محمدرضا شهیدی فرد

سن: ۴۲
سال حذف: ۹۰


شهیدی فرد در سال ۱۳۶۸ پس از قبولی در دانشکده سینما و تئا‌تر دانشگاه هنر به تهران آمد و در گروه‌های ادب و هنر و اجتماعی رادیو همکاری کرد. فعالیتش در تلویزیون را در سال ۱۳۷۰ و با برنامه «تا هشت و نیم» شروع کرد. «مردم ایران سلام» از دیگر برنامه‌های تلویزیون بود که تهیه کنندگی، کارگردانی و اجرای زنده آن هم برعهده خودش بود. این برنامه که از سال ۱۳۸۵ به مدت ۲۰ ماه پخش شد، حسابی گل کرد.

برنامه بعدی او در تلویزیون که پخش آن در تابستان ۱۳۹۰ از شبکه یک شروع شد با نام «پارک ملت» بود که تهیه کنندگی و اجرای زنده آن را هم باز خودش برعهده داشت. برنامه شهیدی فرد هم در روزهای انتخابات مجلس و بعد از دعوت چند چهره سیاسی مثل عماد افروغ و بازتاب اظهارات آن‌ها تعطیل شد. هر چند وقت یک بار خبرهایی درباره شروع این برنامه منتشر می‌شود اما خبری از خود شهیدی فر نیست.


فرزاد حسنی

سن: ۳۵
سال حذف: ۸۶


پخش یک گفت‌و‌گوی زنده تلویزیونی میان مجری برنامه «کوله پشتی» با احمدرضا رادان، رئیس وقت پلیس تهران درباره طرح ارتقای امنیت اجتماعی نیروی انتظامی واکنش‌های گسترده‌ای داشت.

 این برنامه واکنش هر دو گروه طرفداران طرح ارتقای امنیت اجتماعی و مخالفان این طرح را در پی داشت. در آخرین واکنش‌ها، مدیر اجتماعی شبکه سوم سیما، فضل الله شریعت پناهی در گفت‌و‌گو با رسانه‌های داخلی گفته است: «از سوی مسئولان صدا و سیما به فرزاد حسنی تذکر داده شد و خودش هم فهمید که پا روی خط قرمزهایی گذاشته است.»

سر و کله فرزاد حسنی بعد از آن ماجرا فقط در شب سال تحویل پیدا شد. او این روز‌ها بیشتر در دنیای بازیگری پرسه می‌زند و البته هنوز در رادیو اجرا دارد.


احسان علیخانی

سن: ۳۳
سال حذف: ۹۱


برنامه پرمخاطب «ماه عسل» که از چند سال پیش پای ثابت برنامه‌های ماه مبارک رمضان شبکه سوم شد، در سال ۹۰ علیخانی اجرا و همزمان تهیه کنندگی برنامه را برعهده گرفت و ماه عسلی روانه آنتن کرد که پختگی او در طراحی برنامه و اجرا، آن را جزو موفق‌ترین آثار رمضانی تلویزیون در سال گذشته قرار داد اما برنامه او در نوروز امسال که با پوشش‌های کمتر دیده شده مهمانان زن همراه بود از یک طرف و بخشنامه اخیر سینما مبنی بر جدایی مجری زن و مرد در برنامه‌ها و الزام گفت‌و‌گوی مهمانان و مجریان هم جنس با هم عملا وجود برنامه‌ای چون «ماه عسل» را نقض می‌کند. علیخانی این روز‌ها مشغول تهیه کنندگی است و دیگر در رادیو جوان هم برنامه‌ای ندارد.


داریوش فرضیایی

سن: ۳۶
سال حذف: ۹۰


سال ۷۸ با مجموعه «تورنگ و پورنگ» بین بچه‌ها چهره شد و پس از آن با اجرای برنامه کودک و نوجوان و با نام «عمو پورنگ» بین مخاطبان کودک و بزرگسال محبوب شد. از دیگر کارهای فرضیایی می‌توان به «شبکه بی‌طرف»، «یکی و تکی»، «باز باران با طراوت» و... اشاره کرد.

پیوستن «امیرمحمد» به او حسابی او را معروف کرد و مدت‌ها برنامه‌اش انتخاب اول کودکان و نوجوانان بود. حالا او دیگر در شبکه یک برنامه‌ای اجرا نمی‌کند. خودش گفته بود نمی‌خواهد تکراری شود اما درباره عمو پورنگ هم شایعاتی منتشر شد. هر چه بود حالا مجموعه تصویری کار‌هایش را می‌توان در بقالی‌ها پیدا کرد.


محمود شهریاری

سن: ۵۴
سال حذف: ۹۱


نزدیک به یک هفته پس از انتشار واکنش مدیر شبکه تهران به سوال نامتعارف محمود شهریاری در یک برنامه زنده و «غیرقابل دفاع» خواندن آن، این مجری از انصراف از اجرای «جشن رمضان» در ماه مبارک رمضان امسال خبر داد.

شهریاری در این یادداشت دلایل انصراف خود را «قربانی شدن کیفیت برنامه‌های تلویزیونی و سیاست کمیت گرای صدا و سیما، تک صدایی و یک جانبه گرایی این رسانه و عدم توجه به انعکاس واقعی خواسته‌های مردم و همینطور نبود صداقت برنامه‌ها با مخاطبان و سردرگمی اصول نظارت و خطوط قرمز و ضعف برنامه‌ها اعلام کرده است.

شهریاری که در سال‌های دور حاشیه‌هایی هم داشت انگار در همه این سال‌ها از سوی مسئولان صدا و سیما حمایت شده اما این بار ورق برگشته و با این اظهارات تند و تیز، دیدن محمود شهریاری در سیما چیزی شبیه دیدن پشت گوش بدون استفاده از آینه است!


محمد صالح اعلا

سن: ۶۰
سال حذف: ۸۹


 «دو قدم مانده به صبح» برنامه‌ای شبانه بود که از شبکه چهار پخش می‌شد. محمد صالح اعلا مجری و مشاور کارگردان این برنامه بود که هر شب به جز پنجشنبه و جمعه شب‌ها پخش می‌شد.

در این برنامه شخصیت‌های فرهنگی و هنری و علمی مثل «فریدون جیرانی، رشید کاکاوند و عیسی جلالی» در رشته‌ای تخصصی مجری- کار‌شناس بودند. از ۱۷ آبان ۱۳۸۹ دیگر بنرامه‌ای با نام «دو قدم مانده به صبح» وجود نداشت و «دور میز شب» روی آنتن می‌رفت. همزمان با پخش این برنامه‌ها، روزنامه کیهان علیه او مطالبی به اصطلاح افشاگرایانه نوشت و بعد از آن کسی سر و کله صالح علاء را در تلویزیون ندید.


رضا رشیدپور

سن: ۳۷
سال حذف: ۸۹


 «مثلث شیشه‌ای»، «شب شیشه‌ای»، «عبور شیشه‌ای» و «مثلث» از موفق‌ترین برنامه‌هایی بودند که او در شبکه تهران اجرا کرد. آخرین برنامه او در اولین قسمت‌هایی که روی آنتن رفت توقیف شد و سر و کله رشید‌پور هم بعد از آن دیگر در تلویزیون پیدا نشد.

 رشیدپور که قبلش در چند فیلم سینمایی مثل بی‌پولی و سوپراستار بازی کرده بود، بیشتر در سینما ظاهر شد و در فیلم‌های شیش و بش و در امتداد شهر بازی کرد. با راه افتادن شبکه ماهواره‌ای ایرانیان که اولین شبکه مجاز ماهواره‌ای ایران لقب گرفته بود، اصلیترین مجری‌اش شد اما یکی دو ماه پیش فعالیت‌های این شبکه هم تمام شد و رشیدپور فعلا جایی آفتابی نشده.


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 26 تیر 1391 ] [ 14:40 ] [ takdastanha ]

امروز يک مرده شور را ديدم انچنان زيبا مي شست که لکه اي هم باقي نمي ماند اما نمي دانم چرا پدرم از او خوشش نمي ايد ...

ومدام گريه مي کند و مادرم نيز نفرينش... او که مرد خوبي است، من دوستش دارم فقط کاش ناخن هايش را ميگرفت تمام بدنم را زخم کرد ...

دير يا زود همه خاطره ايم


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 26 تیر 1391 ] [ 13:43 ] [ takdastanha ]


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 11:41 ] [ takdastanha ]

 

 روزنامه خراسان نوشت:

مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از شهرک های مشهد خریدم اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم اتاقی را که گوشه حیاط بود اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که احساس می کردم فرزندان خردسالم دچار افسردگی شده اند. وقتی از سرکار به خانه می آمدم آن ها از من طلب «کباب» می کردند من که توان خرید «گوشت» را نداشتم هر بار با بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که متوجه شدم هر چند روز یک بار از اتاقی که به اجاره واگذار کرده ام «بوی کباب» می آید و همین موضوع باعث شده تا فرزندانم از من تقاضای کباب بکنند.

شاکی این پرونده ادامه داد: دیگر طاقتم طاق شده بود هرچه سعی کردم برای فرزندانم کباب تهیه کنم نشد این در حالی بود که بوی کباب های مستاجرم مرا آزار می داد به همین دلیل از محضر دادگاه می خواهم رای به تخلیه محل اجاره بدهد تا بیش از این خانواده ام در عذاب نباشند.

قاضی باتجربه شورای حل اختلاف که سال هاست به امر قضاوت اشتغال دارد، هنگامی که این ماجرا را تعریف می کرد اشک در چشمانش حلقه زد او گفت: پس از اعلام شکایت صاحبخانه، مستاجر او را احضار کردم و شکایت صاحبخانه را برایش خواندم.

مستاجر که با شنیدن این جملات بغض کرده بود گفت: آقای قاضی! کاملا احساس صاحبخانه را درک می کنم و می دانم او در این مدت چه کشیده است اما من فکر نمی کردم که فرزندان او چنین تقاضایی را از پدرشان داشته باشند.

او ادامه داد: چندی قبل وقتی به همراه خانواده ام از مقابل یک کباب فروشی عبور می کردیم فرزندانم از من تقاضای خرید کباب کردند اما چون پولی برای خرید نداشتم به آن ها قول دادم که برایشان کباب درست می کنم.

این قول باعث شد تا آن ها هر روز که از سر کار برمی گردم شادی کنان خود را در آغوشم بیفکنند به این امید که من برایشان کباب درست کنم. اما من توان خرید گوشت را نداشتم تا این که روزی فکری به ذهنم رسید یک روز که کنار مغازه مرغ فروشی ایستاده بودم مردی چند عدد مرغ خرید و از فروشنده خواست تا مرغ ها را خرد کرده و پوست آن ها را نیز جدا کند.

به همین دلیل به همان مرغ فروشی رفتم و به او گفتم اگر کسی پوست مرغ هایش را نخواست آن ها را به من بدهد. روز بعد از همان مرغ فروشی مقداری پوست مرغ پرچربی گرفتم و آن ها را به سیخ کشیدم. فرزندانم با لذت وصف ناشدنی آن ها را می خوردند و من از دیدن این صحنه لذت می بردم. من برای شاد کردن فرزندانم تصمیم گرفتم هر چند روز یک بار از این کباب ها به آن ها بدهم اما نمی دانستم که ممکن است این کار من موجب آزار صاحبخانه ام شود.
قاضی شورای حل اختلاف در حالی که بغض گلویش را می فشرد ادامه داد: وقتی مستاجر این جملات را بر زبان می راند صاحبخانه هم به آرامی اشک می ریخت تا این که ناگهان از جایش بلند شد و در حالی که مستاجرش را به آغوش می کشید گفت: دیگر نگو! شرمنده ام من از شکایتم گذشتم!

 

 


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 22 تیر 1391 ] [ 00:02 ] [ takdastanha ]

 آپلود سنتر


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 22 تیر 1391 ] [ 00:01 ] [ takdastanha ]


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 22 تیر 1391 ] [ 00:00 ] [ takdastanha ]

به گزارش مشرق، در عکس های زیر شما می توانید آمار برخی رفتارهای ایرانیان را با مصرف سایر دیگر کشورها مقایسه کنید تا هدر رفتن منابع غذایی و انرژی در کشورمان را متوجه شوید.










برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 00:36 ] [ takdastanha ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
شهریور 1394
تیر 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390
امکانات وب