تك داستان آموزنده
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
وانتي كه در عكس مشاهده مي كنين در حال طي مسير از مسير سمت راست عكس به مسير سمت چپ بوده است و دچار حادثه اي استثنايي شده.





اين خودرو با برخورد به گاردهاي كنار جاده منحرف شده و به صورت معجزه آسايی از روی گذر آب پریده و با چرخش 180 درجه متوقف شده است.


اما


نكته حيرت آور اين عكس فقط اين پرش و چرخش فوق العاده نيست.
.
..
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
..
.
آنگاه كه خداوند با تو حرف مي زند:



برچسب‌ها:
[ دوشنبه 16 خرداد 1390 ] [ 02:21 ] [ takdastanha ]

SiteRooz.com


برچسب‌ها:
[ دوشنبه 16 خرداد 1390 ] [ 00:48 ] [ takdastanha ]
احتمالا بسیاری از مردم می خواهند بدانند فوتبالیست های محبوبشان چه خودروهایی سوار می شوند.














برچسب‌ها:
[ یکشنبه 15 خرداد 1390 ] [ 23:25 ] [ takdastanha ]
سگ كوچك كه كاميلا نام دارد تنها 17 سانتي‌متر طول دارد و شش هفته قبل به دليل ناتواني صاحبش در نگهداري از حيوان به اين مركز سپرده شد.
رسانه‌هاي رسمي انگلستان اعلام كردند كه در يك رويداد غيره منتظره كوچكترين و بزرگترين سگ‌هاي دنيا در كنار هم زنگي مي‌كنند.

به گزارش ايسنا، در گزارش دپارتمان حفاظت از حيوانات منطقه «لانكاشاير» در انگلستان آمده است كه يك سگ نژاد «گريت دين» با نام جاكوب كه 90 كيلوگرم وزن دارد با يك سگ كوچك يك كيلوگرمي نژاد «چي‌هوآهوآ» زندگي مي‌كند.

بر اساس اين گزارش اين دپارتمان و شبكه خبري بي بي‌سي، زندگي اين دو سگ باعث شده تا رسانه‌هاي انگلستان لقب «زندگي دو سگ عجيب» را به آن‌ها بدهند.

کوچکترین و بزرگترین سگ دنیا

رييس دپارتمان حفاظت از حيوانات منطقه «لانكاشاير» در اين‌باره يادآور شد: سگ كوچك كه كاميلا نام دارد تنها 17 سانتي‌متر طول دارد و شش هفته قبل به دليل ناتواني صاحبش در نگهداري از حيوان به اين مركز سپرده شد. اين حيوان در اين مدت وضعيت مطلوبي يافته و مي‌تواند در كنار جاكوب غذا بخورد و تفريح كند.

اين مقام مسئول در ادامه خاطرنشان كرد: جاكوب با قد يك مترش در مقابل كاميلا واقعا درشت هيكل و بلند است. او هم چهار هفته قبل به دليل بي‌توجهي صاحبش به اين مركز آورده شد. هر دوي اين سگ‌ها رفتارهاي پرخاشگرانه‌اي داشتند، اما هم‌اكنون در كنار هم احساس آرامش مي‌كنند.

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 15 خرداد 1390 ] [ 23:23 ] [ takdastanha ]

بله آنچه که در پس زمینه روی میز می بینید پول نقد است.!ا

یک کلکسیون کوچک از اسلحه این افراد به هیچ وجه خطرناک نیستند!ا
بله اینها اسلحه هایی از طلای واقعی هستند

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
تپانچه نیمه اتوماتیک کالیبر 45 از طلا و تیتانیوم- 14 عدد از اینها در خانه وجود داشت

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
یک جفت از این اسلحه کشف شد

ماگنوم نیمه اتوماتیک 357 با دسته طلا

کلکسیون این مرد از بسیاری از کلکسیونهای رسمی بهتر بود!
گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
یک ویلای کوچک و غیر عادی که با پول قاچاق مواد خریداری شده.ا


 غار دست ساز و حوضچه آب گرم

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
یک کلکسیون از حیوانات که به بهترین شکل از آنها نگهداری می شد

در این ملک 8 شیر وجود داشت

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
و یک ببر بسیار نادر

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir

 کلکسیون برجسته هنری- در تملک داشتن بعضی از آنها غیر قانونی بود و برخی دزدی بودند

اسلحه بیش از آنچه بتوانید تصور کنید
 

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
 


این پشته پول پیش از شمارش حدود 18 میلیارد تخمین زده می شد و پس زا شمارش مشخص شد کمی بیش از 22 میلیــــــــــــــارد دلار است!ا

 


گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
 
از زاویه ای دیگر

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir


اسلحه در همه جای خانه پنهان شده بود به همراه مقادیر متنابهی مهمات برای مواقع ضروری

 


گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
 
دسته های پول در هر گوشه و کنار پنهان شده بود

یک کابینت دیگر پر از پول نقد

 

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir


پهر کدام از این دسته ها ی 100 دلاری شامل 250000 دلار (ربع میلیون دلار) است. آنها همچنین میلیونها پول کلمبیایی و پزوی مکزیکی داشتند گرچه آنها دلار آمریکا را ترجیح می دادند.

 


گروه ایران فارس - www.iranfars.ir
 
در یک کمد حتی مقادیری ین چینی کشف شد

گروه ایران فارس - www.iranfars.ir

 

بازهم اسلحه های اتوماتیک و تپانچه- بیشتر آنها هرگز شلیک نکرده بودند فقط برای ارزش کلکسیونی نگهداری شده بودند

 

و همه آنها سوزانده شد!ا


پولها و داراییهای کشف شده در این خانه به تنهایی برای پرداخت بیمه همه مردان و زنان و بچه های آمریکا به مدت 12 سال کافی بود! تخمین زده می شود که 27 خانه مانند این فقط در مکزیکو وجود داشته باشد لازم به ذکر نیست که کسان دیگری در دیگر کشورها خود را با پول حاصل از تجارت مواد مخدر ثروتمند می کنند این افراد آنقدر ثروتمند هستند که که شیوخ نفتی عرب در مقابل آنها صدقه بگیر به نظر می رسند. پول آنها می تواند هر سیاستمدار,بهترین پلیسها, بهترین قضات را بخرد آنها به هرچه که نیاز داشته باشند تنها دسته های پول را جلوی آنها می اندازند و آن را به دست می آورند.برای همین است که مبارزه با مواد مخدر تا این اندازه دشوار است.


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 15 خرداد 1390 ] [ 01:17 ] [ takdastanha ]
 
عکسهای دیدنی از بازتاب زیبا در آب
 
عکسهای دیدنی از بازتاب زیبا در آب -
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
site taknaz.ir
 
 
 site taknaz.ir

برچسب‌ها:
[ جمعه 13 خرداد 1390 ] [ 01:19 ] [ takdastanha ]

این کتاب در سال 1982 به چاپ رسید و تا امروز نسبت به کتاب های مشابه هنوز بهترین
فروش را دارد. مارتا کستیرا بعدها دو کتاب دیگر هم منتشر کرد که هر دو با استقبال
بی نظیری مواجه شد.




آسیا: معمولا این طور به نظر می رسد که زنان خانه دار نمی توانند زیادی پولدار
شوند. اما "مارتا هلن کستیرا" نشان داد که این ایده نمی تواند درست باشد.



مارتا که هم اکنون زنی تقریبا سالمند (سالمند جوان) به شمار می رود، عاشقانه از
مادرش یاد می کند و خود را مدیون زحمات والدینش می داند. مارتا کستیرا در شبانه
روز بیشتر از 4 ساعت نمی خوابد و می گوید که تصمیم دارد از این به بعد توجه خود
را روی سالادها و تزئینات آن معطوف کند.



مارتا هلن کستیرا، نخستین فرزند دختر یک خانواده متوسط هلندی است که در 13 آگوست
1941 میلادی در ایالت نیوجرسی به دنیا آمد. پدر و مادرش بعد از او صاحب پنج فرزند
دیگر شدند و سالها در یک آپارتمان کوچک زندگی می کردند.



از مارتا به عنوان ثروتمندترین زن خانه دار ساکن آمریکا یاد می کنند. او متخصص
فنون خانه داری است و توانسته شرایط مالی خوبی را برای خانواده اش فراهم کند. زندگی
مارتا کستیرا چندان به خوبی نمی گذشت و آنها سالها در یک آپارتمان کوچک زندگی می
کردند، تا اینکه پدر خانواده بعد از چند سال سعی و تلاش توانست خانه ای در یکی
از شهرهای کوچک ایالت نیوجرسی خریداری کند.

در خانواده مارتا، کار مادر فقط پختن غذا، نان، کیک و دوختن لباس بود و با آن کارها
می کوشید به اقتصاد خانواده کمک کند تا ناچار نباشند پولی بابت خرید نان یا لباس
بپردازند. والدین مارتا به نظام اخلاقی سخت کوشی اعتقاد داشتند. مادرش از کودکی
به او یاد داده بود که چطور آشپزی کند و مارتا همان طور که بزرگ می شد، هنر حسابگر
بودن را در کنار کارهای خانه داری به خوبی یاد می گرفت. او چون ناچار بود هر سال
بخشی از تعطیلات تابستان را در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در شهر بوفالو بگذراند،
از وقتی که دختر کوچکی بیش نبود، در کنار آنها کار می کرد و یاد می گرفت که چطور
میوه ها و سبزی ها را کنسرو کند و یا مربا بپزد.



انجام آن کارها که احتیاج به کسب مهارت هایی داشت، بعدها در زندگی او نقش مهمی
ایفا کرد. مارتا بسیاری از مهارت های خانه داری را که امروز از آنها استفاده می
کند، مدیون پدربزرگ و مادربزرگش است. وی در کنار کارهای خانه و کارهای باغبانی،
درس هم می خواند و عاشق مطالعه بود.



او هنگام تحصیل در دبیرستان برای تامین خرج تحصیل خود، تصمیم گرفت به نیویورک برود
و در آنجا کار کند. مارتا در سال 1961 با اندی استوارت ازدواج کرد اما همسرش نیز
توان مالی مناسبی نداشت و به همین دلیل، مارتا و اندی به کمک هم خانه کوچک خود
را تعمیر کردند و آن را به زیباترین شکل ممکن آراستند؛ این اقدام، نخستین کار مارتا
در رشته دکوراسیون بود.



در سال 1965 تنها فرزند مارتا به نام "آلکسیس" متولد شد. به همین دلیل مارتا و
همسرش تصمیم گرفتند به خانه بزرگ تری اسباب کشی کنند و به همین دلیل، یک اتاق از
ساختمان مدرسه ای را خریدند و آن را از نو ساختند. مارتا که از بچگی بسیار اهل
حساب و کتاب بود، پس از چندی تصمیم گرفت با رها کردن کار خود در خانه وارد بورس
شود. او به عنوان یکی از دلالان بورس مشغول به کار شد و به رغم مشکلات بی شمار،
تجارت زیادی را کسب کرد. مارتا یاد گرفت که تاجران چگونه می اندیشند و چگونه عمل
می کنند و با توانایی و پشتکاری که داشت، توانست موفق شود.



خانه بعدی مارتا در شهر "وست پورت" قرار داشت. او که از بورس خارج شده بود، تصمیم
گرفت کار مرمت و دکوراسیون خانه را شخصا انجام دهد و با کمک شوهرش حیاط آن خانه
را با درختان میوه، بوته های توت، انواع سبزی و گل ها آراستند.



کستیرا در دوران بازسازی آن خانه تصمیم گرفت با تهیه و تدارک غذاهای خانگی درامد
کسب کند و از آنجا که همواره از انجام کارهای خانه داری لذت می برد، توانست به
تجارتی سودآور مشغول شود. او در ابتدا با چاپ آگهی در روزنانه های محلی شروع به
کار کرد.



نخستین کار کستیرا تهیه غذا برای یک جشن عروسی کوچک بود. پس از آن، کار خوب مارتا
برای برگزاری جشن عروسی به گوش همه رسید و به تدریج رونق گرفت.



در همان زمان، اندی همسر مارتا شرکت کوچکی دایر و برای معرفیی شرکت خود میهمانانی
از بین ناشران، ویراستاران و شخصیت های مهم شهر دعوت کرد. از آنجا که مارتا تدارک
مفصلی برای پذیرایی دیده بود، هنر و سلیقه او توجه مهمانان را جلب کرد. در نتیجه
نوشتن نخستین کتاب پذیرایی و تدارک غذا توسط ناشران به او سپرده شد و مارتا کتابی
با عنوان "پذیرایی کردن" نوشت.



این کتاب در سال 1982 به چاپ رسید و تا امروز نسبت به کتاب های مشابه هنوز بهترین
فروش را دارد. مارتا کستیرا بعدها دو کتاب دیگر هم منتشر کرد که هر دو با استقبال
بی نظیری مواجه شد.



او با کوشش فراوان در یکی از شبکه های تلویزیونی حاضر شد و میزبانی جشن ویژه شکرگزاری
در تلویزیون را به عهده گرفت. مارتا در این حرفه دوستان و دشمنان بسیاری پیدا کرد،
اما آنان هیچ گاه نتوانستند او را متوقف کنند و از همین رو، او به عنوان متخصص
فنون خانه داری تاکنون کتاب های متعددی نوشته و سخنرانی های زیادی را انجام داده
است. امروزه مارتا هلن کستیرا که به نام "مارتا استوارت" نیز شناخته می شود، تحت
عنوان یک بانوی خانه دار ثروتمند، شهرت زیادی در آمریکا دارد.



متاسفانه در جریان همین موفقیت ها، مارتا از همسرش جدا شد و این اتفاق آغاز رنج
بزرگی در زندگی او شد. اما مارتا برای فرار از غم ناشی از جدایی، خود را با سخت
کار کردن مشغول و خانه های دیگری را بازسازی و دکورسازی کرد.



به گفته او، هدف دیگرش از انجام دکوراسیون های خانگی، انتشار مجله ای شبیه کتابش
بود. مجله ای که شیوه پذیرایی از مهمانان را آموزش بدهد یا اینکه چطور یک خانه
باید تزیین شود.



در نهایت، مارتا در سال 1990 به هدفش رسید و رویایش با انتشار مجله ای به نام "زندگی"
به حقیقت پیوست. امروزه همه بانوان آمریکایی او را صمیمانه دوست دارند و به وجودش
افتخار می کنند. او که عنوان تاثیرگذارترین زن آمریکایی را به خود اختصاص داده،
به راستی یک زن خستگی ناپذیر است که انرژی فوق العاده ای دارد و یکی از زنان کارآفرین،
ثروتمند و موفق جهان به شمار می آید.





Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site




Persianv.com At site

برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 12 خرداد 1390 ] [ 17:57 ] [ takdastanha ]

يك بدبختي ديگر براي آقاي نيكبخت ، بنزCLS نيكي رابردند

هرچند عليرضا نيكبخت‌واحدي جزو مشهورترين و پرطرفدارترين چهره‌هاي فوتبال‌فارسي محسوب مي‌شود ولي مشكلات و مسايل حاشيه‌اي در اطراف علي نيكي آنقدر زياد بوده كه خود او بارها در مورد اين موضوع صحبت و به آن اعتراف مي‌كند:«نمي‌دونم چرا...اما حتي به بند كفش من هم گير مي‌دن!»
همين چند وقت پيش بود كه چهره علي نيكي و چند بازيگر مطرح سينما و تلويزيون از برنامه شوك شبكه 3 پخش شد و مردم ديدند كه چطور ستاره سابق تيم ملي فوتبال ايران و تعدادي از هنرمندان مطرح كشورمان فريب جواني را خورده‌اند كه به دروغ خود را از بستگان يكي از مقامات نيروي انتظامي معرفي كرده است. هنوز تاوان ضرر و زيان آن اتفاق رفع و رجوع نشده بود كه بنز CLS مشكي‌قهوه‌اي و مورد علاقه آقاي ستاره را هم دزد برد تا به پاي لنگ او يك سنگ ديگر هم بخورد. شرح اين ماجرا دزدي را مي‌توان براي مجموعه‌هاي تلويزيوني استفاده كرد. اگر مي‌خواهيد با روش كار آنها آشنا شويد اين گزارش را بخوانيد؛


بنز نيكي را از پاركينگ برج بردند


شروع ماجرا از آنجا بود كه مهرداد(يكي از دوستان نزديك عليرضا) سوييچ اتومبيل عليرضا را از او گرفت تا وسايلي را كه در بنز عليرضا جا گذاشته بود، بردارد. مهرداد كه به خوبي از سوي نگهبان منزل عليرضا شناخته شده است، وسايلش را از داخل ماشين برمي‌دارد و سوييچ را به نگهبان پاركينگ برج مي‌دهد تا با توجه به اينكه او به خانه‌اش مي‌رود، عليرضا در صورت نياز به ماشين دچار دردسر نشود.


هنوز چند دقيقه‌اي از دور شدن مهرداد از يكي از برج‌هاي معروف الهيه نگذشته بود كه سر و كله سارق داستان ما پيدا شد و به سوي پاركينگ و نگهبان برج رفت.


آزاراي زرشكي به جاي CLS


جناب دزد كه گويا از مدت‌ها پيش نقشه‌هايش را براي ربودن اتومبيل شيك و گران‌قيمت نيكبخت مرور كرده بود با يك اتومبيل آزاراي زرشكي‌رنگ وارد پاركينگ شد و مقابل درب نگهباني ايستاد. از ماحصل صحبت‌هاي جناب دزد و نگهبان برج چيز زيادي دستگيرمان نشد ولي گويا به قول عليرضا آقاي سارق آنقدر خوب مخ نگهبان را زده و آنقدر از وجود سوييچ در نزد نگهبان مطمئن بوده كه بالاخره سوييچ ليزري بنز قهوه‌اي را مي‌‌گيرد. او آزارا را جلوي نگهبان پارك مي‌كند و به اين بهانه كه دوست عليرضاست و مي‌خواهد ماشين او را جابه‌جا كند سوييچ را از نگهبان مي‌گيرد.
آقاي سارق به سراغ بنز عليرضا مي‌رود، در كمال خونسردي درب ماشين را باز مي‌كند و با يك نيش گاز پاركينگ را ترك مي‌كند.

يك بدبختي ديگر براي آقاي نيكبخت ، بنزCLS نيكي رابردند


نگهبان برج كه از شدت تعجب شوكه شده بود، سريعا به سراغ ماشين سارق مي‌رود و متوجه مي‌شود كه جناب دزد اتومبيل آزارا را به عنوان طعمه در مقابل چشمان او پارك كرده است! آقا دزده فقط در عرض چند لحظه يك آزاراي زرشكي دزدي را با يك بنز CLS با كلاس قهوه‌اي‌رنگ عوض مي‌كند و در عرض چند لحظه نيز از محوطه برج و منطقه الهيه دور مي‌شود. معامله پرسودي است اينطور نيست؟


نيكي در كلانتري دربند


نگهبان برج كه به شدت شوكه و متعجب شده بود خيلي سريع نيكبخت را در جريان اين موضوع قرار مي‌دهد و عليرضا كه به شدت از تمرينات پرفشار آن روز خسته بود، خيلي سريع به كلانتري ميدان دربند رفت و ماجرا را براي ماموران كلانتري دربند و افسر تجسس توضيح داد:«واقعا شوكه شدم... نمي‌دانستم كه بايد چه بگويم و چطور توضيح بدهم. نه دزدي ديده بودم و نه از چيزي خبر داشتم. فقط فهميدم كه بعد از استعلام شماره آزاراي زرشكي كه اعلام شد كه اين ماشين هم دزدي بوده.»


رفت و آمدهاي نيكبخت در كلانتري ميدان دربند ادامه داشت و بالاخره مراحل شكايت و پيگيري ماشين‌دزدي آغاز شد. نيكبخت حسابي از شانس بدش گله‌مند است: «واقعا نمي‌دانم كه چرا اين همه بدشانسي مي‌آورم و چرا اين اتفاق براي من مي‌افتد. البته جا دارد كه با توجه به پيگيري‌ها و تلاش‌هاي ماموران زحمتكش كلانتري دربند از آنها تشكر كنم و اميدوارم كه با محبت اين دوستان هرچه زودتر ماشينم پيدا شود.»


چهره‌نگاري‌ها انجام شد


پس از تكميل شدن مدارك و مراحل شكايت نيكبخت در كلانتري دربند، شماره 10 سابق سرخ‌ها براي پيگيري پرونده دزدي ماشينش راهي اداره آگاهي شاپور شد. آن‌طور كه در اين مورد شنيديم، نيكي در روزهاي اخير به همراه نگهبان برج محل زندگي‌اش سري به قسمت چهره‌نگاري زده تا مشخصات چهره جناب دزد هم براي ماموران نيروي انتظامي مشخص شود. ماموران نيروي انتظامي به نيكي قول داده‌اند اتومبيل و دزدش را هرچه زودتر پيدا كنند.


نيكي: براي تيم ملي تمرين مي‌كنم


ستاره سابق استقلال، پرسپوليس و تيم ملي برخلاف روحيه خرابي كه به خاطر كلاهبرداري‌ها و دزدي‌هاي اخير گريبانگيرش شده، از لحاظ شرايط بدني در وضعيت خيلي خوبي به‌سر مي‌برد. هر چند نيكي حال و حوصله صحبت كردن ندارد، ولي وقتي در مورد شرايط خوب بدني‌اش صحبت مي‌شود، انرژي مي‌گيرد و حرف مي‌زند: «زير نظر يك مربي كاربلد به صورت اختصاصي تمرين مي‌كنم. خدا را شكر مربي بدنسازم از من رضايت دارد و جدا از شرايط بدني، از لحاظ شرايط چابكي و سرعتي هم به وضعيت بهتري رسيده‌ام. اگر همين مسير را ادامه دهم، با بهترين شرايط در تمرينات تيم آينده‌ام شركت مي‌كنم. البته اين اتفاقات اخير خيلي حالم را گرفت. خيلي ضربه خوردم، ولي همه حواسم به آينده ورزشي‌ام است.»


نيكي كه پخته‌تر و پرروحيه‌تر از قبل صحبت مي‌كند، از اتفاقاتي كه برايش افتاده به شدت پشيمان به نظر مي‌رسد: «يك اشتباهي بود كه تمام شد. ممكن است همه ما اشتباه كنيم و اين قسمت و تقدير من بود كه دچار چنين مساله‌اي شوم و به اين راحتي بهترين روزهاي فوتبالي‌ام را از دست بدهم. خدا را شكر حالا ديگر مشكلي نيست و منم مجوز بازي دارم. مي‌خواهم بهترين تصميم را بگيرم و بهترين انتخاب را داشته باشم. من الان در بهترين شرايط هستم. هم فرم بدني خوبي دارم و هم تجربه لازم. تصميم بزرگ نيكي براي ادامه دوران بازيگري‌اش شنيدني و قابل توجه است. نيكي به دنبال راهي است تا «پايان خوش ترانه» را رقم بزند: «مي‌خواهم خودم را احيا كنم. اول به لطف و محبت خدا اميدوارم و بعد هم دوستان خوبي كه پشت من هستند. من از 19 سالگي بازيكن تيم ملي اين مملكت بوده‌ام. حالا هم سن و سال زيادي ندارم. من با 30، 31 سال سن در بهترين شرايط هستم. بايد در اين سال‌هاي پاياني خوش بدرخشم و پايان خوبي را براي داستان نيكبخت رقم بزنم. اين بزرگترين آرزوي من است. اين تصميم آنقدر برايم مهم است و آنقدر ارزش دارد كه به اين اتفاقات اخير (كلاهبرداري و دزدي) توجهي نمي‌كنم. من آدم پولداري نيستم و همه دوستان نزديك من اين را مي‌دانند. حالا هم دنبال پول نيستم و فقط دوست دارم از تمام كساني كه در اين مدت نسبت به من لطف داشته‌اند، به نحوي قدرداني كنم... بي‌خيال مال دنيا... ماشين من پيدا مي‌شود. هم براي ماشين نذر كرده‌ام و هم براي فوتبالم... براي من احيا شدن و نيكبخت شدن از هر چيزي مهمتر است... بعضي چيزها را خيلي راحت از دست دادم و حالا تلاش مي‌كنم تا دوباره آنها را به دست آورم... من به هدفم مي‌رسم. شك نكنيد... اين را بدانيد كه من براي تيم ملي تمرين مي‌كنم.»

روزنامه گل


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 12 خرداد 1390 ] [ 13:04 ] [ takdastanha ]

dastshoyi.jpg


برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 12 خرداد 1390 ] [ 12:59 ] [ takdastanha ]
نهنگ غول پیکری که تا نزدیک ساحلی در انگلیس آمده بود، در اثر به گل نشستن و با وجود تلاش های زیاد مردم جان خود را از دست داد.

به گزارش مهر، این غول دریایی با وجود ظاهری بزرگ بسیار مهربان است و تنها از پلانکتون ها و موجودات کوچک دریایی تغذیه می‌کند.

این نهنگ عنبر با بیست تن وزن و نزدیک چهارده متر طول به آبهای ساحلی نزدیک و به گل نشسته بود که سرانجام با وجود تلاش های بسیار مردم محلی و مأموران آتش نشانی در ساحل «ردکار» در کلولند انگلیس جان خود را از دست داد.

«ریچارد ایلدرتن»، از مرکز «غواصان امدادگر حیات دریایی» در انگلیس در این باره اظهار داشت: «دریای شمال محیطی اشتباه برای این مخلوقات بزرگ است. همین مسأله موجب شد که همه تلاش های ما برای بازگرداندن این نهنگ به دریا بی نتیجه بماند».

وی افزود: «دریای شمال محیط مناسبی برای نهنگهای عنبر نیست چراکه غذای آنها در این دریا وجود ندارد؛ بنابراین، آنها غذا نمی‌خورند و دچار سوء تغذیه می‌شوند و همچنین آب بدن خود را از دست می‌دهند. چون این حیوانات آب نمی‌نوشند بلکه مایعات بدن خود را از غذایی که می‌خورند به دست می‌آورند. تمام این موارد می‌توانند انواعی از مشکلات سلامتی را برای آنها به وجود آورد که نتیجه آن چیزی می‌شود که در مورد این نهنگ رخ داد».

بنا بر گزارش دیلی میل، به گفته ریچاد ایلدرتن، نهنگهای حداکثر تا وزن پنج تن را می‌توان دوباره به آب بازگرداند، ولی این نمونه چهار برابر سنگین تر بود.


غم انگیز ـ داوطلبان سعی در نجات این نهنگ عنبر 13.5 متری دارند که در پایان در ساحل ردکار در کلولند انگلیس جان خود را از دست داد
 
 
این نهنگ عظیم 20 تنی نتوانست نجات پیدا کند و دوباره به دریا بازگردد
 
 
صحنه‌ای غیرعادی برای یک ساحل در دریای شمال؛ یک نهنگ در میان ماسه‌ها
 
 
دوربینهای مردم به سمت این مخلوق شگفت انگیز دریایی
 
تنها لحظه‌ای که می‌توان به ارباب دریاها نگاهی تا این حد نزدیک انداخت
 
 
بدن این نهنگ نیمه جان در مقابل آفتاب صبحگاهی و زیر آسمان آبی می‌درخشد. این غول مهربان به دلیل پیدا نکردن غذا دچار سوء تغذیه شده بود
 
 
در آغاز مأموران آتش نشانی فکر می‌کردند که می‌توانند نهنگ را با ریختن آب نجات دهند اما این تلاش بی نتیجه بود

برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 12 خرداد 1390 ] [ 11:23 ] [ takdastanha ]
صفحه قبل1...8889909192...123صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
شهریور 1394
تیر 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390
امکانات وب