تك داستان آموزنده
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
جالب اینکه در مدت زمانی که او روی تخت افتاده بود، کسی از پرسنل اورژانس بالای سر او نیامدند تا ببینند که چرا او اینجا خوابیده است! فقط مسئول توزیع غذا یک پرس غذا کنار تخت او می گذارد و می رود.

اینجا اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر است. این مرکز درمانی دولتی به عنوان مرکز تروما و بیمارستان معین در جنوب تهران، روزانه پذیرای تعداد زیادی از مصدومان حوادث ترافیکی و غیرترافیکی است. آنچه مسلم است اینکه وضعیت اورژانس این بیمارستان با آنچه که مسئولان مربوطه مدعی هستند، زمین تا آسمان تفاوت دارد.

به گزارش مهر، بیمارستان شهدای هفت تیر به عنوان مرکز ترومای جنوب تهران و بیمارستان معین شبکه های بهداشت شهرستانهای شهریار، رباط کریم و اسلامشهر تعیین شده است. در واقع، همین مسئله می تواند انگیزه ای باشد برای مسئولان حوزه سلامت که نگاه ویژه ای به این مرکز درمانی داشته باشند.

برای اینکه با مشکلات بخش اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر بیشتر آشنا شویم، در یکی از روزهای خرداد ماه وارد این بخش از بیمارستان شدیم تا وضعیت رسیدگی به بیماران اورژانسی را از نزدیک ببینیم.

فاجعه در اورژانس یک بیمارستان

در اولین صحنه ، سربازی را دیدیم که از ناحیه پا تیر خورده و مجروح شده بود.

این سرباز توسط همراهانش که تعدادی سرباز بودند وارد اورژانس شد. از پرستار و... که بخواهند بیایند و این مصدوم تیر خورده را تحویل بگیرند، خبری نبود.

وضعیت نه چندان مناسب تختهای اورژانس باعث شده که بود که فضای ناخوشایندی از یک مرکز درمانی تروما در ذهن مراجعان نقش ببندد. بعضی از تختها ملحفه داشتند و برخی دیگر نداشتند.
 کمی آن طرف تر پسرکی که دچار افت قند خون شده بود، روی تخت خوابش برده بود. معلوم نیست شاید هم از افت قند دچار بیهوشی شده بود. آنچه مسلم است، اینکه پزشکی بالای سر او نبود.

پدر این کودک گفت: بعد از یک ساعت که پسرم روی تخت افتاده بود، پزشک بالای سرش رسید. اما قبل از گفته بودند که باید 30 هزار تومان به صندوق بیمارستان واریز کنیم.

فاجعه در اورژانس یک بیمارستان

البته پدر این کودک یک گلایه دیگر هم داشت و آن وضعیت نامناسب بهداشتی اورژانس بیمارستان بود.

او گفت: پسرم را روی تختی خواباندند که ملحفه آن تعویض نشده بود.

پدر این کودک همچنین از بوروکراسی خیلی خسته کننده برای پذیرش و بستری کودکش گلایه مند بود.

او افزود: حداقل 15 برگه را امضا کردم.

پدر این کودک به تاخیر زیاد برای جواب آزمایش خون اعتراض داشت و گفت: یک ساعت طول کشید تا جواب آزمایش پسرم را بدهند.

مردی که لباس کار یکی از سازمانهای خدماتی را بر تن دارد به دلیل ضعف جسمانی که دارد آهسته خود را به یکی از تختهای اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر می رساند و همانجا از هوش می رود. جالب اینکه در مدت زمانی که او روی تخت افتاده بود، کسی از پرسنل اورژانس بالای سر او نیامدند تا ببینند که چرا او اینجا خوابیده است! فقط مسئول توزیع غذا یک پرس غذا کنار تخت او می گذارد و می رود.

دست آخر بعد از یک ساعت که روی تخت افتاده بود، به واسطه شماره تلفنی که در جیبش بود، با یکی از بستگانش تماس می گیرند و می آیند و او را می برند. بدون اینکه پزشک او را معاینه کرده باشد.

فاجعه در اورژانس یک بیمارستان

کمی آن طرف تر چند بیمار و مصدوم دیگر روی تختهای بخش اورژانس خوابیده اند. در کنار هر کدام از آنها یکی پرس غذا در ظروف یکبار مصرف (که البته وزارت بهداشت سلامت این قبیل ظروف را زیر سئوال برده است) بدون قاشق دیده می شود. وقتی از سوپروایزر بخش سئوال می کنیم که از چه کسی باید قاشق گرفت، پاسخ می دهد که معمولا بیماران خودشان قاشق می خرند.

به نظر می رسد که وضعیت جسمانی این بیماران به هیچ عنوان مورد توجه کادر درمانی قرار ندارد که معتقدند باید خودشان با پای خودشان بروند و قاشق برای خوردن غذا تهیه کنند.

دست آخر یکی از بیماران که حسابی ضعف داشت، با همان دستهای خون آلود شروع کرد به خوردن غذا.

فاجعه در اورژانس یک بیمارستان

وضعیت اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر به گونه ای است که تجهیزات و امکانات موجود به همراه تیم درمانی نمی تواند پاسخگوی مراجعان باشند. از این رو، مردم مجبورند عطای ماندن در این بخش را به لقایش ببخشند و با دادن رضایت از این بیمارستان بروند. به طوریکه حدود 80 درصد مراجعان به اورژانس این بیمارستان با دادن امضا، از بیمارستان خارج می شوند.

به گزارش مهر، اورژانس بیمارستان شهدای هفت تیر تنها یکی از دهها اورژانس بیمارستانی در بخش دولتی است که چنین وضعیتی دارند. البته دکتر سید سجاد رضوی، مدیرکل دفتر نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت معتقد است که اورژانس بیمارستانی در بخش دولتی به مراتب بهتر از بخش خصوصی است.

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 16:13 ] [ takdastanha ]
آخرین نیوز: روزنامه‌های استرالیا اعلام کردند که یک زن جوان به دلیل حساسیت شدید به نور خورشید مجبور است همانند خون‌آشام‌ها در یک خانه تاریک و سرد زندگی کند.


به گزارش ایسنا، «کری تورن تون» که اهل منطقه «وربی» در استرالیاست در این‌باره به رسانه‌های رسمی این کشور عنوان کرد: من به شدت به نورUV خورشید حساسیت دارم، به طوری که اگر در زیر نور خورشید در روز روشن از خانه بیرون بیایم پوست بدنم می‌سوزد و تاول می‌زند. به همین دلیل، مجبورم در شب از خانه بیرون بیایم و به گردش بپردازم. این وضعیت باعث شده است تا لقب «زن خون‌آشام» را به من نسبت بدهند.

به گزارش ایسنا، این زن ۳۱ ساله در ادامه به روزنامه دیلی‌میل، خاطرنشان کرد: برای رهایی از اشعه‌های خورشید تقریبا چهار هزار پوند به صورت ماهانه خرج می‌کنم. تمام شیشه‌ها و پنجره‌های منزل را با حفاظ پوشانده‌ام و مجبورم پیش از طلوع خورشید به محل کار رفته و پس از تاریک شدن هوا به منزل بازگردم.

براساس گزارش رسانه‌های رسمی استرالیا، این زن جوان در صورت سوختگی و ایجاد تاول بر روی پوستش مجبور است با لباس‌های خیس بخوابد.


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 13:58 ] [ takdastanha ]

عکس زیر ، مدخل روستایی در جنوب لبنان(منطقه جزین) است. این روستا « میس الجبل » نام دارد و مشهور است که حضرت ابوذر غفاری ، صاحبی حضرت پیامبر اعظم ، هنگام تبعید به وسیله معاویه ، در این شهر مستقر بوده است
به گزارش مشرق ، عکس زیر ، مدخل روستایی در جنوب لبنان(منطقه جزین) است. این روستا « میس الجبل » نام دارد و مشهور است که حضرت ابوذر غفاری ، صاحبی حضرت پیامبر اعظم ، هنگام تبعید به وسیله معاویه ، در این شهر مستقر بوده است و به این ترتیب این شهر را باید دروازه ورود تشیع به لبنان دانست. در این تصویر ، تمثال مبارک حضرت امام خمینی ، بر فراز یک تانک به جامانده از تجاوزات رژیم صهیونیستی نصب شده است.
 


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 13:49 ] [ takdastanha ]


اين ديدار در حاشيه اجلاس جي هشت رخ داد


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 11:15 ] [ takdastanha ]


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 11:13 ] [ takdastanha ]
جهان نوشت:
 
مهران غفوریان بازیگر و کارگردان طناز تلویزیون که این روزها فیلم فوتبالی‌ها را روی پرده سینماها دارد گفت‌وگویی با زندگی ایده آل داشته و درباره شایعه‌ای که برایش به وجود آمده بود، گفت: این را قبول دارم که جز آن دسته بازیگرانی هستم که حاشیه ها و شایعاتی زیادی برایم ساخته اند. در کل هر چیزی که به شخصیتم ضربه بزند را شایعه و حاشیه می دانم.

اصلا قضیه شایعه سازی برای من از زمانی آغاز شد که در مشهد به علت مسمومیت غذایی به بیمارستان امام خمینی انتقالم دادند.

زمانی که بیدار شدم دیدم که چند نفر بالای سرم دارند از من عکس می اندازند. فردای همان روز روزنامه قدس مشهد تیتر زد مهران غفوریان خودکشی کرده است.

بله من خودشکی کرده‌ام اما برای دیدن آقا امام رضا(ع) نه چیز دیگری! (البته منظورم خودشکی غیرواقعی است).

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 01:37 ] [ takdastanha ]

آخرین نیوز:Josephene Myrtle Corbin دختری با چهار پا بود. که در سال ۱۸۶۸ و در بخش Lincoln ایالت تنسی به دنیا آمد. نحوه اتصال پاهای اضافه وی نمونه نادری از اتصال دوقلوها را نشان میداد که به Dipygus مشهور بود که وی را دارای دو بدن کامل از کمر به پایین نموده بود.۲ لگن خاسره و دو جفت پا که هر پای کوچک داخلی با پای خارجی دیگر جفت بودند.

Josephene قادر به حرکت پاهای کوچکتر خود بود اما نمیتوانست برای راه رفتن از انها استفاده کند.در ۱۹ سالگی با پزشکی به نام Clinton Bicknell ازدواج کرد که حاصل آن چهار فرزند دختر و یک پسر بود.او گفته بود که سه فرزند وی حاصل یک بارداری بوده اند و ۲ فرزند دیگر حاصل یک بارداری دیگر. Myrtle در ۶ می ۱۹۲۸ از دنیا رفت.
بخشی از کتاب Anomalies and Curiosities of Medicine نوشته George M. Gould and Walter L. Pyle:
خانم Myrtle در سن ۲۰ سالگی چنین توصیف می شود: سالم و سر حال. خروج ادرار و مدفوع از دو بدن در زمانهای مختلف روی میدهد، اما قاعدگی برای هر دو جسم همزمان رخ میدهد. در سن ۱۹ سالگی ازدواج کرده است و یکسال بعد، طرف چپ حامله شده است اما چهار ماه بعد بعلت تهوع مداوم و پایدار سقط جنین رخ داده است.

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 01:35 ] [ takdastanha ]

SiteRooz.com


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 01:19 ] [ takdastanha ]


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 01:18 ] [ takdastanha ]

مرد در امتداد جاده راه مي رفت و هر از گاهي كه صداي ماشيني مي شنيد به پشت سر خود نگاه مي كرد اما تا مي خواست چيزي بگويد ماشين با سرعت از كنارش مي گذشت.چند ساعت گذشت و مرد ديگر قدرت رفتن نداشت اما مي دانست كه تا مقصد هم راهي نمانده با خود مي گفت خدا هيچ وقت فكر من نبوده وگر نه تا حالا حتما كسي مرا پيدا كرده بود.داشت زمين و زمان را نفرين مي كرد كه در آن موقع تاريكي پايش به سنگي گير كرد ومرد به زمين افتاد داشت خاك لباسهايش را مي تكاند كه ياد پاهاي خسته اش افتاد لحظه اي به تنها وسيله ي سفرش فكر كرد نگاهي به آسمان پر ستاره كرد و زير لب گفت:الهي شكر


برچسب‌ها:
[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 01:14 ] [ takdastanha ]
صفحه قبل1...9192939495...123صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشيو مطالب
شهریور 1394
تیر 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390
امکانات وب