|
تك داستان آموزنده
| ||
|
پیش از پی ریزی سد کرج 50 خانوار در این روستا زندگی می کردند، اما این روزها خالی از سکنه است و به یکی از قطب های گردشگری استان البرز تبدیل شده است. به گزارش آخرین نیوز به نقل از برنا، تا به حال با قایق به روستایی در دامنه کوه رفتهاید؟سفر به روستایی که در دامنه کوه و در جوار دریاچه ای حاصل از ساخت سد قرار دارد می تواند تجربه جذاب و هیجان انگیزی باشد، برای اولین فرصتی که برای سفر و تفرج در تعطیلات تیرماه به دست می آورید. روستای منحصر به فرد «واریان» واقع در حاشیه سدکرج و در دامنه کوه، در مسیر جاده کرج به چالوس قرار دارد.
جاده کرج– چالوس از زیباترین جاده های دنیا است و « واریان» جزیره مانند کوچکی در آنسوی آبهای سد کرج، زیبایی های این جاده را چند برابر کرده است. ![]()
![]()
![]()
![]() اگر از لغت نامه دهخدا درباره این روستا سراغ بگیرید، می خوانید: «واریان » نام دهی است از دهستان ارنگه کرج از شهرستان تهران واقع در 25 هزارگزی شمال شرقی کرج و کنار جادهٔ کرج به چالوس در درهٔ رود کرج. ناحیه ای است سردسیر و دارای 1068 تن سکنه است. آب آن از رود کرج و چشمه سار تامین میشود و محصول آن غلات و میوه و لبنیات و عسل و دارای باغهای میوه است . شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و گیوه سازی است دارای دبستان و راه ماشین رو است. برچسبها: [ دوشنبه 06 تیر 1390 ] [ 02:34 ] [ takdastanha ]
![]() ![]() ![]() ![]() برچسبها: [ دوشنبه 06 تیر 1390 ] [ 00:25 ] [ takdastanha ]
به گزارش ايسنا، اين پسر هشت ساله كه «آن گي» نام دارد اهل منطقه «دهوئي» در استان «جيلين» چين است. اين پسر بچه از زمان تولد با مشكل رويش موهاي زائد در يكطرف صورتش مواجه بوده است، اما هر چه بزرگتر ميشود رشد موهايش هم زياد ميشود. پدر اين پسربچه هشت ساله زماني كه وي چهار سال بيشتر نداشت در گذشت و مادرش هم به بيماري صرع مبتلاست و در واقع از لحاظ رواني نامتعادل است، به طوري كه اين كودك هماكنون توسط پدر و مادربزرگش نگهداري ميشود. به گزارش ايسنا، براساس گزارش شبكه خبري بيبيسي، پزشكان چيني تلاش فراوان براي بهبودي و درمان اين پسربچه هشت ساله به خرج دادند، اما تاكنون بهبودي صورت نگرفته است. يكبار حتي پزشكان و جراحان پلاستيك در يكي از بيمارستانهاي استان «جيلين» براي بهبودي وي از جراحي پلاستيك استفاده كردند. همچنين يك روانشناس هم براي كمك به اين كودك برايش جلسات روان درماني ترتيب داد تا شرايط خود را بپذيرد. برچسبها: [ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 19:45 ] [ takdastanha ]
برچسبها: [ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 17:20 ] [ takdastanha ]
دهقان فداکار قهرمان دوران کودکی نسل ما، تصویری است که هرگز زدوده نمی شود، این مرد از سینما تنها پرویز پرستویی را می شناسد و در ۸۱ سالگی دوست دارد با او همبازی شود.
به گزارش سینمای ایران، می پرسم چه فیلم هایی دوست دارد، می گوید فیلم های معنوی. به نظرش پرویز پرستویی در هر نقشی که بازی می کند اسطوره دلاوری و شجاعت است. به اقتضای سنش و به خاطر اینکه زبان فارسی نمی داند به سینما نمی رود ولی به فیلم وسریال های تلویزیونی علاقه دارد. "آژانس شیشه ای" را دیده و با اینکه در تصورش ماجرای فیلم در هتل رخ داده اما به نظرش بازی پرستویی بسیار دلیرانه بود. چهارسالی است که در منطقه حصارک کرج سکونت دارد قبل از آن ۷۶ سال در روستای قهرمانلو نزدیک شهر میانه زندگی می کرد اما نبود امکانات و ظهور برخی ناتوانی ها اورا به کرج کشاند. کارتش را همیشه به گردن می اندازد کارتی که باعث آشنایی من با "دهقان فداکار" کتاب فارسی سوم دبستان یا همان آقای ریزعلی خواجوی در مترو بود. مردم دورش جمع شده بودند و با او عکس می انداختند. او هم با لبخند کنار همه می ایستاد و به محبت مردم پاسخ می داد. می گوید: بسیاری از مردم فکر می کنند من مرده ام و خیلی ها حتی نمی دانند داستان کتاب فارسی شان یک اتفاق واقعی بود اما آنها که می شناسند به من لطف زیادی دارند. هر چند که آن شب من فقط وظیفه ام را انجام دادم و باز هم اگر اتفاقی رخ دهد انجام وظیفه خواهم کرد. خبر نداشت ماجرایی که خودش قهرمان داستانش شده به کتاب فارسی رفته تا اینکه یکسال بعد همسایه معلمش کتاب را به او نشان داد و او فقط تعجب کرد اما بعدها خوشحال بود با اینکه خودش سواد ندارد ولی قصه کتاب بچه های باسواد شده است. آن شب بارانی و سرد آذرماه او جوان ۳۱ ساله ای بود که دوفرزند داشت. مهمان خانه اش را به راه آهن بدرقه می کرد که در مسیر برگشت متوجه ریزش کوه شد. ولی تا خواست به ایستگاه راه آهن اطلاع بدهد قطار حرکت کرده بود. از مسیر میانبر خود را جلوتر از قطار رساند و داستانش ماجراساز شد. بعد از توقف قطار همه برسرش ریختند و اورا به باد کتک گرفتند نتیجه حادثه آن شب ۴ماه بستری شدن او در بیمارستان و هزینه درمان ۱۴۰۰۰ تومانی در سال ۳۲ بود. به دلیل خاطره بدی که از مسوولان آن زمان داشت تا سال ها اگر در برنامه ای دعوت می شد نمی رفت. می گوید: یکی از مامورین دولت از طرف مسوول یک سازمان سراغم آمد و گفت اگر مدارکت را به من بدهی به پاس فداکاری ات دولت می خواهد تسهیلات بدهد من هم مسئول پیگیری آن هستم. وقتی مدارکم را به او دادم دیگر خبری از او نداشتم تا اینکه بعدها متوجه شدم او ارتباطی با مسئولین نداشته و با مدارک من برای خود از دولت تسهیلات می گرفت.دیگر به هیچ کس اعتماد نکردم تا ۱۰سال پیش که مسئولین مملکت از روستای ما دیدن کردند و بعد از آن یک مقرری ماهیانه به مبلغ ۳۲۰ هزار تومان برایم در نظر گرفتند. نوه هایش همه جا با افتخار نام پدربزرگ را می آورند. همسرش سالخورده ای آذری زبان است که او هم زبان فارسی نمی داند. با خنده می گوید: هر وقت با حاج آقا دعوایم می شود، می گویم تو خطاکاری نه فداکار! بچه هایش دوست دارند از زندگی پدرشان فیلم تهیه شود. به اعتقاد آنها ایرانیان همه افرادی باگذشت و فداکارن، آنقدر اسطوره های اخلاقی در ایران زیاد است که کتاب فارسی احتیاجی به پطروس فداکار ندارد. آنها خیلی از شرایط زندگی پدر و مادر راضی نیستند و زندگی در یک خانه محقر بدون پنجره را در شان آنها نمی دانند. دوازده سال پیش دانش آموزان ایرانی مقیم آلمان با اهدای لوح تقدیر نماینده شان را به ایران فرستادند و از او قدردانی کردند. وی لوح را نگهداشته و هر بار که آن را می بیند در دلش از خدا به خاطر عزتی که نزد مردم به او داده ممنون می شود. برچسبها: [ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 12:16 ] [ takdastanha ]
برچسبها: [ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 11:47 ] [ takdastanha ]
در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت . برچسبها: [ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 02:20 ] [ takdastanha ]
[ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 01:02 ] [ takdastanha ]
مطمئنا در جریان خبر منتشر شده درمورد فیلم خصوصی جنیفر لوپز و همسر سابقش اجانی نوا قرار گرفته اید. این فیلم مربوط به دوران ماه عسل جنیفر و اجانی می باشد که در اختیار اجانی نوا قرار داشته و حالا تصمیم گرفته است که آن را به بوسیله دوست دختر خود یعنی کلودیا وازکوییز به فروش برساند.
کلودیا وازکوییز و اجانی نوا
پس از اعلام این خبر جنیفر لوپز به کمک حکم دادگاه به طور موقت موفق به جلوگیری از انتشار این فیلم شده است. چند روز پیش و پس از این حاشیه ها، مارک آنتونی مصاحبه ای با یکی از برنامه های اسپانیایی زبان تلویزیون انجام می دهد. در این برنامه قرار نبود سوالی درمورد همسرش و این فیلم خصوصی پرسیده شود اما مجری برنامه از او می پرسد: نظرش درمورد فیلم برهنه همسرش چیست؟! که این سوال باعث عصبانیت مارک آنتونی شده و با زبان انگلیسی اعلام می کند که سوال بعدی پرسیده شود
برچسبها: [ یکشنبه 05 تیر 1390 ] [ 00:57 ] [ takdastanha ]
بسم الله الرّحمن الرّحیم در دوشنبه ۱۶ خرداد امسال، اتفاقی منجر شد تا حجت الاسلام فروزش، امام جماعت فداکار و ناهی از منکر دانشگاه شهید بهشتی خبر اول بیشتر رسانههای مجازی، مطبوعات و صدا و سیما شود که حتماً در جریان آن ماجرا هستید. دقیقاً فردای آن روز یعنی سه شنبه ۱۷ خرداد، سردار احمدرضا رادان در نشستی خبری که به احتمال قوی بخشی از سخنانش تحت تأثیر فشار رسانه ای آن فاجعه بود اعلام کرد: “یکی از دغدغهها و نگرانی به حق مردم موضوع بدپوششی است. … در این طرح شاخصههای برخورد با بدپوششی مانند گذشته برای خانمها استفاده از مانتوهای کوتاه و چسبان، روسریهایی که مو از دو طرف مشخص شده باشد و برای آقایان لباسهای زننده که نمادهای گروههای انحرافی را داشته باشند برخورد میشود.” روز چهارشنبه ۲۵ خرداد امتحان داشتم و در حال حرکت به سمت در ۱۶ آذر دانشگاه تهران بودم که دقیقاً رو به روی کلینیک ۱۶ آذر و قبل از خیابان ادوارد براون با صحنه ای عجیب مواجه شدم. دختر خانمیکه به نظر میرسید دبیرستانی است با ظاهری عجیب و غریب -که حتی پسرها از پوشیدن آن شرم میکنند- در حال تردد در پیاده رو بود. گویا همراه مادرش بود که در تصویر زیر در سمت چپ وی قرار دارد (خودتان ببینید و قضاوت کنید که آن شخص چند ساله است و آیا قانوناً، شرعاً و عرفاً رعایت حجاب برای وی با مادرش تفاوتی دارد یا خیر). اعتراف میکنم که به جز چند صحنه در شمال شهر آن هم در کوچهها، کشف حجاب ،آن هم نه این گونه، ندیده بودم! در کل این گونه پوششها تا کنون فقط در مناطق ساحلی کشور (شمال و جنوب) بعضاً ممکن بوده مشاهده شود، ولی در تهران نه ساحلی هست و نه چنین حجابی مسبوق به سابقه بوده است. تصویر گویاست که نه مانتویی در کار هست و نه روسری؛ فقط بنده توضیح دادم تا مبادا خیال کنید خطای دید است! بنده خودم هم سعی کردم بگذارم به حساب داغ شدن مخم و فشار امتحانات، ولی با مشاهده ی عکس زیر، مطمئن شدم که واقعیت امر از آن چه آن موقع دیدم بدتر بوده است. تمام کسانی که مدعی هستند که هنوز هم در ایران با بدحجابی برخورد میشود، این مشتی نمونه ی خروار است آن هم در امنیتی ترین خیابان ایران یعنی ۱۶ آذر و حوالی میدان انقلاب و این پدیده هم بدحجابی نیست، بی حجابی است، آن هم نه فقط از ناحیه ی سر، بلکه از هر سه طرف! مشاهده ی موارد مشابه این مورد برای بسیاری از ساکنین مخصوصاً شمال تهران در طول سال اتفاق میافتد. عادی شدن کشف حجاب پشت فرمان، مکانهای عمومیسربسته و رستورانها که دیگر مدتهاست محلی از اعراب ندارد. حتی بلوز و شلوار هم نبود؛ شلوارش که شلوارک بود و بلوزش هم که تی شرت! با این حساب نمیدانم دقیقاً معنای اجبار حجاب در ایران به چه معناست. حداقل در دولت دهم، بنده حجابی ندیدم. البته هنوز گروه آقای احمدی نژاد و مشایی باید بسیار تلاش کنند تا ایران هم مانند ترکیه شود؛ ولی الآن هم اجباری در رعایت پوشش اسلامینیست. این تصور هم که برخی مدام از آن دم میزنند اشتباه است که ما حتی بشویم مثل کشور ترکیه؛ ترکیه تقریباً تکلیفش با خودش و مردمش مشخص است، ولی ایران بلاتکلیف ترین کشور جهان است. همان ترکیه هم دارد روز به روز گرایشات اسلامیاش بیشتر میشود؛ چه در ظاهر مانند حجاب و چه در باطن مانند تغییر قانون اساسی لاییک ترکیه. یکی از ادله ی محکم اثبات عقب مانده ی ما همین است که نه مانند غربیها هستیم و نه مانند یک کشور اسلامی؛ قانون یک حکم میکند، ما گونه ای دیگر عمل میکنیم، عده ای از سران قوا یک حکم میدهند، عده ای از دیگر مسئولین ارشد مخالف آن را اجرا میکنند. واقعاً نوبر است. ما قانون بد داریم، قانون مسکوت داریم، قانون مهجور داریم، قانون منفور داریم، قانون مطرود داریم، قانون مشکوک داریم؛ خلاصه جنسمان جور است. اگر بناست تا حجاب اجباری باشد و همه حداقلهای حجاب اسلامیرا رعایت کنند، پس این قانون اجرا شود. اگر این قانون که بنا بر اساس قانون اساسی، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامیباید اجرا شود بنا نیست اجرا شود، پس با طرح یا لایحه و یا حکم حکومتی رهبری ملغی شود. به هر حال قطعاً بدترین حالت ممکن بلاتکلیفی است. این که ما خودمان هم به ریش خودمان بخندیم واقعاً موجب وهن نظام و شعور ما به عنوان مردم است. اگر اوضاع به همین ترتیب پیش برود، دور نیست روزی که در برخی مناطق ایران، حجاب از مانتو تبدیل شود به تاپ-شلوارک. ما ایرانیها ثابت کرده ایم که میتوانیم، آن گونه که ما توانستن را صرف کرده ایم (در همه ی ابعاد)، هنوز در کتابهای زبان فارسی هم نگاشته نشده است. یعنی اگر اراده کنیم در هر زمینه ای از همه میتوانیم جلو بزنیم؛ فناوری هسته ای، فناوری فضایی و موشکی، بی بند و باری، دروغ گویی، دزدی، دورویی، خلاصه واقعاً میتوانیم، شک نکنید که میتوانیم. ان شاء الله روزی فرا رسد که کما فی السابق بتوانیم ولی از توانمان سوء استفاده نکنیم. برچسبها: [ شنبه 04 تیر 1390 ] [ 20:18 ] [ takdastanha ]
|
تیر 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 آبان 1393 مهر 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||