|
تك داستان آموزنده
| ||
|
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک های مفید |
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد :مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برشگردون … زود باشباید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کرهبیشتر بیاریم ؟؟ دارن میسوزن مواظب باش ، گفتم مواظبباش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوشنمیکنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش !دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفتهبهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …زن به او زل زده و ناگهان گفت: خداي بزرگ چه اتفاقي برات افتاده ؟! فکر میکنی من بلد نیستم یه تخم مرغ سادهدرست کنم؟شوهر به آرامی گفت : فقط میخواستم بدونی وقتی دارمرانندگی میکنم، چه بلائی سر من میاری.
|
درباره وبلاگ
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید